فوتبال متعلق به «مردم» است(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
با به پایان رسیدن لیگ بیست و دوم(جام خلیج همیشه فارس) پرونده یک فصل دیگر فوتبال ایران با همه زیباییها و زشتیها و قوت و ضعفها بسته شد و از این پس مسئولان برای برگزاری لیگ بعدی تدارک خواهند دید.
تحلیل چند و چون لیگی که به پایان آمد کاری است که حتما باید انجام شود و ما نیز به سهم خود به آن مبادرت خواهیم کرد، اما علاوهبر رسانهها و مهمتر از آنها، این مسئولان و مدیران فوتبال و گردانندگان لیگ هستند که باید در این باره اهتمام ورزند و در جلسات متفاوت و متنوع، ذرهبین به دست گرفته و بیش از هر چیز و هر تشکیلات و فردی عملکرد خود را درباره لیگ بررسی و ارزیابی کنند.
این سخن تکراری اما کاملا درستی است که از دل لیگ، تیم ملی زاده میشود و هر کشوری به میزانی که عملا به لیگهای داخلی خود در ردههای مختلف و سطوح متفاوت ارزش میدهد و برای آن اهمیت قائل است، به هماناندازه هم از تیم ملی قویتر و آمادهتری برخوردار است. فوتبال ما بعد از آنکه بساط لیگ را به راه انداخت و آن را با نظم و جدیت دنبال کرد، در آسیا (در همه ردههای سنی) به قدرت بلامنازع و درجه اول تبدیل شد، در المپیک مونترال درخشید(1976،1355) و برای اولین بار به جمع 16 تیم برتر دنیا در جام جهانی(آرژانتین-1978) راه پیدا کرد و...
بیتعارف عرض کنیم طی نزدیک به دو دهه اخیر آنهایی که در قبال ورزش و رشتهای مثل فوتبال مسئولیت دارند کار و بار خود از جمله همین «لیگ» را جدی نگرفتهاند و علیرغم حرفها و شعارها و همچنین ادا و اطوارهای شبه حرفهای، لیگ ما- و لاجرم به پیروی از آن فوتبال- از استانداردهای بایسته و شرایط حرفهایگری فاصلهای بس بعید دارد. اما پاسخ این سؤال که علت این جدی نگرفتن و بها ندادن چیست، خود بحثی جداگانه است و نوشتههای مفصل و بحثهای مستدلی را میطلبد. واقعیت غیرقابل انکار همان است که بالاتر آمد. آنهایی که مسئولیت و وظیفهای برعهده دارند، یا به این دلیل که بلد نیستند و شایستگی این کار را ندارند یا اینکه میخواهند و بلد هستند، اما نمیتوانند و اجازه ندارند و از طرف مقامات بالاتر در کار و مسئولیتهای آنها دخالتهای مخرب صورت میگیرد و یا... در هر حال، به وظیفه خود در قبال فوتبال و لیگ و... به درستی و شایستگی عمل نمیکنند و برای همین است که سالها میگذرد و «لیگ»ها میآیند و میروند اما اصلاحی در کار فوتبال و روند برگزاری لیگ صورت نمیپذیرد و هیچ قدمی در جهت رفع نقایص و برطرف کردن ضعفهای آزاردهنده برداشته نمیشود و همانطور که بارها و به ویژه اخیرا به طور مکرر نوشتهایم هنوز رفتن به ورزشگاه و تماشای بیدردسر یکی از بازیهای لیگ- به خصوص دیدارهای حساس- برای بسیاری از افراد علاقهمند(البته به جز طفیلیها و قفیلیها و سوگلیها و...!) به مثابه یک آرزوی دست نیافتنی است!
این البته برای خیلی از مدیران و مسئولان ورزش و فوتبال که با اسکورت وارد ورزشگاه میشوند، شاید موضوع مهمی نباشد، اما به نظر ما خیلی هم مهم است، چرا که فوتبال قبل از اینکه مال رئیس و روسا و طفیلیها و سوگلیها و عزیزان بیجهت و پارتیدارها و سفارش شدهها باشد مال «مردم» است و همه میدانیم که این مردم برای رفتن داخل ورزشگاه چه مصایب و مشکلات و تحقیر و توهینهایی را باید تحمل کنند.
گیریم از نظر آقایان مسئول این موضوع پیش پا افتادهای باشد، میپرسیم راه ندادن قهرمانان لیگ به فوتبال آسیا هم موضوع پیش پا افتادهای است و تحقیر و توهین فوتبال پرافتخار ایران و چزاندن و آزار عصبی و روانی خیل انبوه تماشاگرانش نیست؟! سالها میگذرند و عمر و روزگار سپری میشود اما گویا دور باطلی که فوتبال(بلکه ورزش) ما به آن گرفتار آمده تمامی ندارد و نمیخواهد دست از سر آن بردارد. ظاهرا متولیان ورزش و فوتبال به «آنچه هست» رضایت داده و حرف زدن از بهبود امور و اصلاح معایب چیزی مثل نرفتن میخ آهنین در سنگ و آب در هاون کوبیدن است. نظر و اراده آقایان که به درستی یا نادرستی عنان ورزش و فوتبال را پیدا و پنهان در دست گرفتهاند، هر چه باشد، مهم نیست، مهم این است که خواسته و مطالبه علاقهمندان و دوستداران و اهالی ورزش ما چیزی خیلی فراتر از این است که متولیان برای آنها پخت و پز میکنند و رسانههای «زرد» تصویری و نوشتاری و... تحت استخدام و فرمان آنها، سعی در تئوریزه کردن و جاانداختن آن دارند، خواستهها و مطالباتی که هرگز رویاپردازانه و غیرمنطقی نیست و بدون شک- چنانکه بارها ثابت شده- اگر برای تحققشان ارادههای اصلاحگر و نیتهای سازنده و مدیران لایق و مستقل به میدان بیایند، همه آنها و بلکه بالاتر، «شدنی» و «امکانپذیر» است...